|
هم زمان با بحثهای خصوصیسازی در امریکا و اروپا، موضوع تشکیل قطبهای
علمی مطرح و به موازات آن بحث خودگردانی دانشگاهها نیز مطرح شده است.
این مباحث انگیزهای برای تشکیل قطبهای علمی بوده است. در آن زمان،
سهم بودجۀ دولتی دانشگاهها کاهش یافت و تشکیل قطبهای علمی از بخش
خصوصی آغاز شد و هدف آن ارائۀ مشاوره به دولتها در زمینۀ راهکارهای
اقتصادی و عقد قراردادهای دولتی بوده است. از لحاظ ساختاری، در
دانشگاهها و مراکز علمی پیشرفته مراکزی با عنوان
(Central Excellence)
(تفوق مرکزی) تشکیل شد که مسئولیت کمک به رفع مشکلات و نیازهای علمی و
عملی مختلف دولت را برای اجرای برنامهها به عهده گرفتند. در ایران نیز
در آستانۀ تدوین برنامۀ سوم توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مطالعاتی
در این زمینه صورت گرفت و شاخصهای علمی کشور با شاخصهای سایر
کشورها(کشورهای پیشرفته و در حال توسعه)، مقایسه و فاصلۀ محسوس بین
عملکرد این شاخصها در ایران با سایر کشورها مشخص شد. برای رفع
شکافهای علمی موجود، ایدۀ ایجاد قطبهای علمی مطرح شد. از آنجا که با
توجه به محدودیتهای مالی و انسانی همه دانشگاهها نمیتوانند در سطح
استانداردهای بینالمللی فعالیت کنند، پیشنهاد شد در رشتههایی که در
زمینۀ نیروی انسانی و تجهیزات دارای مزیت نسبی هستند، از طریق پشتیبانی
مالی و غیرمالی قطبهای علمی تشکیل شود.
با توجه به شروع دوره جدید قطب های علمی از ابتدای سال 1390 ، و بر
اساس دستور ریاست محترم دانشگاه و سیاستگذاری دانشگاه مبنی بر ایجاد و
گسترش قطبهای علمی، چند پیشنهاد از گروههای مختلف آموزشی دانشکدهها
برای تأسیس قطب علمی به معاونت پژوهشی ارسال شد که پس از بررسی و
روزآمد شدن اطلاعات، وارد سامانه الکترونیکی دبیرخانه قطب های علمی
وزارت متبوع شد. پس از بررسی، 7 قطب علمی دانشگاه ( ایجاد حداقل یک قطب
علمی برای هر دانشکده، که از آرمان های دیرین دانشگاه بود،) مورد تأیید
اولیه وزارت متبوع قرار گرفت که پس از ارزیابی برنامه چهارساله قطب ها،
موافقت اصولی تأسیس صادر خواهد شد.
|